داستان کوتاه
داستانهای کوتاه ایران و جهان

پاتریک مودیانو1؛ نقاشی خاطرات، لذتِ خواندن                  
کار نویسندگی پاتریک مودیانو به دو دوره‌ تقسیم می‌شود که با دو لحظه‌ی کاملاً مشخص از زندگی شخصی او در ارتباط هستند. از اولین رمانِ مودیانو؛ میدان اِتوال (1968) تا رمانِ خیابان مغازه‌های تاریک (1978)، تمام آثار او درباره‌ی دوره‌ی اشغال فرانسه  و جنگ الجزایر هستند. نویسنده‌ی جوانِ این دوره‌ی ده ساله تقریباً تمام جوایز ادبی فرانسه را به خود اختصاص می‌دهد: جایزه‌های فئنِون و روژه نیمیه برای رمانِ میدان اِتوال، جایزه‌ی بزرگ آکادمی فرانسه برای رمانِ بلوارهای کمربندی (1972) و سرآخر جایزه‌ی گنکور برای رمانِ خیابان مغازه‌های تاریک. او در کنار رمان، به دیگر فرم‌های ادبی هم رو می‌آورد: نمایشنامه (لاپولکا2)، فیلمنامه (لاکومب لوسین3 که در سال 1974 لویی مال4 فیلمی بر اساس آن ساخت)، گفتگو (با امانوئل برل5) و همین‌طور کتاب‌هایی که کمابیش حالت زندگی‌نامه دارند (سند ازدواج). در این دوره، دل‌مشغولی مودیانو تراژدی‌های جنگ جهانی دوم (به‌ویژه دوره‌ی اشغال فرانسه) و جنگ الجزایر است. تم‌های اصلی این دوره عبارتند از: همدستی بعضی از فرانسوی‌ها با نیروی اشغالگر، خیانت و زندگی پس از مرگ. با وجود این، نویسنده‌ای که 30 ژوئن 1945 در بولونی بیلانکور6 به دنیا آمده است، نمی‌توانسته سال‌های سخت زمان اشغال را تجربه کرده باشد. خودش جایی می‌گوید: «فقط بیست سال داشتم اما حافظه‌ام به قبل از تولدم برمی‌گشت. مثلاً حتم داشتم که در فرانسه‌ی تحت اشغال زندگی کرده‌ام، چون بعضی از شخصیت‌های این دوره را می‌شناختم و جزئیاتی را به یاد می‌آوردم که در هیچ کتاب تاریخی به آنها اشاره نشده بود. با وجود این، سعی می‌کردم در برابر نیروی جاذبه‌یی که مرا به عقب می‌کشید مقاومت کنم و خودم را از دست این حافظه‌ی مسموم خلاص کنم.»
اما مودیانو نتوانست خود را از دست آن حافظه خلاص کند؛ حافظه‌یی که پُر بود از فجایع و خرابی‌های جنگ جهانی دوم. در واقع، او ردپای پدرش را در طی سال‌های جنگ دنبال می‌کرد؛ پدری که به‌رغم رگ و ریشه‌ی یهودی، در دوران اشغال با همکاری بعضی از سازمان‌های آلمانی دست به قاچاق کالا می‌زد. اما پدرش نقش مهمی در شکل‌گیری حافظه‌ی مودیانوی جوان نداشت، چون پدر و مادر پاتریک، او را در سال‌های اولیه‌ی بعد از جنگ رها کردند (پدرش در خارج فرانسه به تجارت مشغول بود و مادرش، که یک بازیگر گمنام تئاتر بود، غالباً به همراه گروه‌های تئاتری از شهری به شهر دیگر می‌رفت تا نمایش اجرا کند). پاتریک، دوران کودکی را به همراه بردار کوچکترش، رودی7، در مدرسه‌های شبانه‌روزی آنسی و پاریس سپری کرد. مرگ این بردار در سنین نوجوانی، ضربه‌ی روحی عمیقی برای مودیانوی جوان بود، به طوری که تمام رمان‌هایش را تا سال 1978 به رودی تقدیم کرد.

هویت نامطمئن
دنیای داستانی مودیانو به عذاب‌ها و سئوال‌هایی می‌پردازد که در کودکی او ریشه دارند: نگرانی از ترک شدن، جذابیت دنیای تجارت‌های سیاه و غیرقانونی، میل به نفوذ در دل معماها و دست یافتن به محرک‌های رمزآلودی که باعث می‌شوند انسان‌هایی که به ظاهر رو در روی یکدیگرند، باهم ارتباط برقرار کنند. دو مسئله‌ی مهم به این درون‌مایه‌ها اضافه می‌شود: بی‌ریشه بودن و احساس تنهایی؛ از این رو، نوشتار مودیانو قلمرویی یگانه را به تصویر می‌کشد، تنها سرزمینی که نویسنده می‌تواند در آن متجلی شود.
سه رمان اول مودیانو؛ میدان اِتوال، گشت شبانه و بلوارهای کمربندی، تریلوژی‌یی را تشکیل می‌دهند که بر پایه‌ی دوران اشغال فرانسه بنا شده است و تمام آثار بعدی مودیانو را پایه‌ریزی می‌کند. نویسنده در این تریلوژی، زیر نقاب راوی رمان به درون پلیدترین گروه‌های همدست‌ آلمان‌ها در دوران اشغال نفوذ می‌کند تا به هویت خود دست یابد، ابعاد حقارت خود را اندازه بگیرد و در نهایت پدرش را نجات دهد. گرچه این تریلوژی با استقبال خوبی رو‌به‌رو می‌شود و نوید از ظهور نویسنده‌ای بزرگ می‌دهد، اما نویسنده به هدفش نمی‌رسد: نه می‌تواند به هویت واقعی خود دست یابد و نه این‌که پدرش را از زیر بار ننگ بیرون بکشد. ابهام و عدم قطعیتی که در این تریلوژی موج می‌زند، از آن پس به ویژگی شخصی نویسنده بدل می‌شود و در کتاب‌های بعدی او نقش مهمی بازی می‌کند.
در دوره‌ی اول نویسندگی مودیانو، جمله‌ها از دقت مفرطی برخوردارند؛ جمله‌های موجزی که تا قلب احساسات نفوذ می‌کنند و فقط برجسته‌ترین جنبه‌های یک موقعیت یا یک چشم‌انداز را به نمایش می‌گذارد. رمانِ ویلای غمگین (1975)، اوج پختگی مودیانو در نثر منحصر‌به‌فردش است. راوی رمان که برای فرار از سربازگیری احتمالی برای جنگ الجزایر، به شهری مرزی در سوئیس پناه برده است، آن‌جا با دختری بازیگر به نام ایوون8 آشنا می‌شود و تابستانی فراموش‌ناشدنی را با او می‌گذارند؛ تابستانی چنان باشکوه و خارج از زمان که باعث می‌شود او زمان حال را از یاد ببرد. در این رمان، مودیانو برای خلق یک چشم‌انداز و یا به نمایش گذاشتن فضای بی‌حال ساحلی در ابتدای دهه‌ی شصت، به چند تصویر موجز و گذرا اکتفا می‌کند: سکوتِ بعد از ظهرهای له‌شده زیر گرما، دلپذیری شب‌نشینی در ساحل دریاچه و یا شرکت شخصیت‌های رمان در مسابقه‌ی بسیار تصنعی و نچسبِ زیبایی. این رمان که نشانگر نوعی گسست با تم‌های آشنای نویسنده است، از دوره‌ی دوم کاری او خبر می‌دهد؛ دوره‌یی که در آن، نگاه نویسنده بیشتر به خط‌‌سیرهای شخصی و پژمردگی زمان معطوف می‌شود. ویژگی نوشتاری دوره‌ی تازه، بیشتر در رمانِ خیابان مغازه‌های تاریک نمایان می‌شود. در این رمان، راوی با عکسی از گذشته در دست، روی ردپاهای نامفهوم گذشته قدم برمی‌دارد و دنبال هویت خود می‌گردد. مودیانو در این کتاب، مانند بسیاری از آثار خود، تارهایی بین گذشته و حال می‌بافد و نوعی نوستالژی را به تصویر می‌کشد که بین خاطره و فراموشی شناور است.

تصویر انسان‌های زخم‌خورده
به نظر می‌رسد از رمانِ جوانی (1981) تا جواهر کوچولو (2001)، مودیانو اهمیت بیشتری برای بررسی خط‌سیرهای شخصی قائل می‌شود. نویسنده با بردن رمان به مرزهای زندگی‌نامه، کتاب به کتاب، اشخاص خیالی را به اشخاصی پیوند می‌زند که بدون هیچ تلاشی نمایانگر خود نویسنده هستند. مودیانو بدون دست بردن در سبک دلخواه و موجزش، خود را بیشتر از پیش به دست راوی رمان می‌سپارد و او آزادانه نویسنده را به هر کجا که خواست می‌برد. به این ترتیب، نگرانی از ناپدیدشدن، به تم مورد علاقه‌ی نویسنده تبدیل می‌شود.
مودیانو خط‌سیرِ فرّار جوان‌هایی را روی کاغذ تثبیت می‌کند که ضربه‌ی سختی از زندگی خورده‌اند. او با این کار رسالت سختی را به عهده می‌گیرد: بیرون کشیدن این جوانان‌ از بی‌تفاوتی و فراموشی؛ در حالی که به نظر می‌رسد آنها به این دو ویژگی محکوم شده‌اند. تعجب نخواهیم کرد که ببینیم نویسنده‌ای که قبلاً از سالنامه‌های دهه‌ی شصت و هفتادِ پاریس (با ذکر تمام خیابان‌ها و اسم‌ها!) کلکسیون ساخته بود، سرآخر هنرش را وقف کاری شبیه به ثبت املاک می‌کند. او می‌تواند این رویکرد تازه را به خوبی وارد چارچوب خیال و داستان کند و کتاب‌هایی بنویسد نظیر محله‌ی گمشده (1984)، یکشنبه‌های اوت (1986)، تخفیفِ مجازات (1988)، ماه عسل (1990)، گل‌های ویرانی (1991)، سگِ بهار (1993)، فراتر از فراموشی (1996)، غریبه‌ها (1999)، دورا برودر (1997)، که موقع خواندن آنها حس می‌کنیم در حال قدم زدن در کوچه‌ها و خیابان‌های پاریس هستیم. نویسنده اسم تمام کوچه‌ها، خیابان‌ها، چهارراه‌ها، میدان‌ها، ایستگاه‌ها و… را با جزئیات کامل می‌آورد و ما را با خود به کافه‌ها و رستوران‌های این شهر می‌برد. به همراه قهرمان داستان دنبال چیزی از گذشته در زمان حال می‌گردیم که هیچ‌کدام‌مان به درستی نمی‌دانیم چیست. البته رمانِ دورا برودر9 از جنبه‌ی دیگری هم حائز اهمیت است. مودیانو در این کتابِ مانده در مرز قصه‌ی خیالی و مستند، آشکارا به تاریخ حمله می‌کند. او پس از نوشتن مقدمه‌ای بر چاپ خاطرات کودکان یهودی تبعیدشده در طول جنگ، زندگی دورای جوان را در وفادارانه‌ترین شکل ممکن بازسازی می‌کند. در این کتاب، نویسنده با گذر از مکان‌‌های کودکی دورا، از خیابانی که او به همراه خانواده‌اش در آن زندگی می‌کرد گرفته تا دیوارهای یتیم‌خانه، سعی می‌کند شخصیت واقعی یک انسان را جایگزین سردی اداری ثبت وقایع یک زندگی بکند. این رمانِ زیروروکننده نشان می‌دهد که هنر مودیانو تا چه حد توانسته دگرگون شود؛ او از درون‌گرایی و مرور خاطرات خود گذر کرده و حالا بیشتر مشغول کالبدشکافی زندگی دیگران است.

خط ‌سیرهای زنان
طی سال‌های اخیر، زن‌ها حضور بیشتری در آثار مودیانو دارند. بی‌شک این موضوع از آن روست که نویسنده در حساسیت و آسیب‌پذیری زن‌ها، انعکاسی از دل‌مشغولی‌های همیشگی خود را می‌یابد. در مجموعه داستانِ غریبه‌ها، با سه زن جوان مواجه می‌شویم که هر یک در داستانی جداگانه‌، قصه‌ی زندگی خود را روایت می‌کنند. این سه داستان چنان پیوند ارگانیکی باهم دارند که می‌توانند سه بخش از یک رمان باشند، البته رمانی از جنس رمان‌های مودیانو که درشان بیشتر خط‌سیر آدم‌ها اهمیت دارد، نه قصه‌ای که روایت می‌کنند. هر سه داستان در دهه‌ی شصت روی می‌دهند و به نوعی با جنگ الجزایر در ارتباطند. دل‌مشغولی هر سه زن، دغدغه‌ی همیشگی مودیانو است: کشف هویت خود؛ هر سه زن از شهری کوچک به پاریس می‌آیند و با سرگردانی در پایتخت، دنبالِ خود می‌گردند. مثل تمام آثار مودیانو، گذشته و خاطرات، حضور پررنگی در زندگی شخصیت‌ها دارد. تم دیگری که در هر سه داستان مطرح می‌شود، اولین برخورد زن‌های جوان با دنیای مردانه است و مودیانو از این رهگذر، زندگی دخترانی را روایت می‌کند که زودتر از زمان متعارف، به دنیای بزرگ‌ترها پا می‌گذارند.‌
رمانِ جواهر کوچولو هم از این قاعده مستثنی نیست. راوی این کتاب، زنِ بسیار جوانی است که گذشته، حضوری بی‌رحمانه در زندگی‌اش دارد و او با تردیدها و سئوال‌های دشواری دست‌ به گریبان است. زنی با مانتو زرد را در مترو می‌بیند و گمان می‌کند که او مادرش است؛ مادری که سال‌ها پیش در مراکش مرده و یا این‌که راوی خیال می‌کرده که مرده است. بی‌آنکه خودش را به این زن ناشناس معرفی کند، بارها او را تا جلوی خانه‌ای در حومه‌ی شهر تعقیب می‌کند و در این رهگذر، خاطرات دوره‌ی کودکی‌اش را بازمی‌یابد؛ دوره‌ای عاری از هر عاطفه و محبتی که تنها تصویرهای قابل‌ملاحظه‌اش، غفلت‌های مادری بی‌مسئولیت و رنج‌ها و تنهایی‌های دختربچه‌ای است که به ناچار در نوجوانی پا به دنیای بزرگسالان می‌گذارد. مثل تمام رمان‌های مودیانو، سرگردانی در پایتخت، تردیدهای راوی (آیا زنی که مانتو زرد پوشیده واقعاً مادرم است؟)، شخصیت‌های مبهم (این ژان بوری10 واقعاً کیست؟ برادرِ مادرم؟) و انبوه خاطرات کمابیش معتبر، بخش مهمی از رمانِ جواهر کوچولو را به خود اختصاص می‌دهند.
سه کتاب اخیر پاتریک مودیانو، در ادامه‌ی خط‌سیر تازه‌ی او جای می‌گیرند. او در رمان حادثه‌ی شبانه (2003)، تمام تم‌های محبوبش را یک‌جا جمع می‌کند: پدر، شخصیتی که به لطف هویتی دوگانه تا ابد به زندگی ادامه می‌دهد؛ گذر از پاریس با ذکر اسم تمام خیابان‌ها و کوچه‌ها؛ و به‌ویژه خاطرات دوره‌ی کودکی که مانند بمب ساعتی همیشه به زندگی شخصیت‌ها بازمی‌گردند و زخم‌هایی درمان‌ناپذیر به جا می‌گذارند.
شجره‌نامه (2005)، همانند رمانِ سند ازدواج (1977)، بیشتر زندگی‌نامه است تا هر چیز دیگر. مودیانو در این کتاب همان کاری را می‌کند که بیشتر از سی‌سال است که در تمام کتاب‌هایش به آن می‌پردازد: پرسه زدن میان خاطرات و یا به عبارت بهتر، نقاشی خاطرات. تنها فرق این کتاب با کتاب‌های دیگر مودیانو در این است که کارکرد خیال در آن کمتر شده و یا به نظر می‌‌رسد که این اتفاق افتاده است، چون مودیانو بارها عنوان کرده که تفاوتی بین تخیل و خاطره قائل نیست. به هر حال، زندگی شخصی مودیانو تقریباً تمام این کتاب را به خود اختصاص داده است.
و سرآخر، رمانِ در کافه‌ی جوانی گمشده (2007)… آخرین رمان مودیانو، روایتی چهارصدایی است. سه نفر تلاش می‌کنند با روایت زندگی زن جوانی به نامِ لوکی که ردّ پررنگی بر گذشته‌ی آنها به جا گذاشته، علت ناپدید شدن او را کشف کنند: صدای اول متعلق به یک مرد دانشجو است، راوی دوم؛ کارآگاهی است که روی این مسئله کار می‌کند، سومین صدا؛ متعلق به خود آن زنِ جوان است، و در نهایت، راوی چهارم؛ دوست نویسنده‌ی اوست. در کافه‌ای پاریسی، واقع در کرتیه لَتَنِ دهه‌ی 50، هر یک از این راوی‌ها به نوبت، با بازگو کردن خاطرات کوچک، چهره‌ای از شخصیت زنِ ناپدیدشده را برای‌مان فاش می‌کنند. تمام تم‌های آشنایی مودیانو در این رمان حضور دارند: ناپدید شدن، غایب ‌بودن، ویژگی ناپایدار مکان‌ها، آدم‌ها و محیط‌ها.

دنیای خواب‌زده‌ی آدم‌های هیچ
دنیای پاتریک مودیانو ساده، معمولی، خواب‌زده، مخاطره‌آمیز و به طرز وحشتناکی اندوهبار است. چیزی بین رومانتیسم و کتاب‌های نوآر، بین فیتزجرالد و سیمنون. این دنیا غالباً آکنده است از راز و ابهام. شخصیت‌های مودیانو همیشه ناآرام هستند و هیچ‌وقت احساس آرامش نمی‌کنند. آنها درباره‌ی هیچ‌چیز اطمینان ندارند؛ نه درباره‌ی رگ و ریشه‌ی خود، نه سرگذشت خود، نه حافظه‌ی خود، نه زندگی‌یی که از سَر می‌گذرانند و نه احساسات‌شان. فقط سعی می‌کنند تا آنجا که می‌توانند زنده بمانند. آدم‌هایی هستند متعلق به گذشته؛ دیگر وجود ندارند، یا این‌که تقریباً دیگر وجود ندارند (رمانِ خیابان مغازه‌های تاریک، با این جمله آغاز می‌شود: من هیچم. هیچ جز شبحی روشن…) اشباحی شناور در زمان حال که فقط به واسطه‌ی روزگاری که از سَر گذرانده‌اند زنده‌اند و همواره در کمین چیزی هستند که بتواند آنها را دوباره به دوره‌یی ناپدیدشده وصل کند. برای ضدقهرمان‌های مودیانو، دوران اشغال فرانسه و سال‌های دهه‌ی 60، دو دوره‌ی مسحورکننده‌اند که با دیدن نشانه‌یی جزیی یا شنیدن خاطره‌یی کوچک از این دو دوره، زندگی گذشته‌شان را به یاد می‌آورند؛ گویی بالای چاهی بی‌انتها ایستاده‌ باشند و به تصویر لرزان و سرگیجه‌آور خود نگاه کنند. به این ترتیب، مودیانو هیچ‌وقت گذشته را بازسازی نمی‌کند، بلکه آن را به بطن زمان حال می‌آورد و در دل روزهای غم‌انگیزی که راوی رمان سپری می‌کند، گذشته را شرح می‌دهد.
 مودیانو نثری سهل و ممتنع دارد؛ جمله‌هایی کوتاه و معمولاً عاری از پیچیدگی‌های زبانی، نثری ساده و روان که به مانند لغزیدن آرام راوی در کوچه‌های پاریس، به آرامی روی کاغذ می‌لغزد. قهرمان کتاب در زمان حال پرسه می‌زند اما انگار در گذشته است؛ حال را گذشته می‌بیند، گذشته را به حال می‌آورد. تقریباً در تمام رمان‌های مودیانو، نه در زمان حال اتفاق قابل‌توجهی می‌افتد و نه در آن گذشته‌ی پیوندخورده با حال اتفاقی افتاده است؛ با شخصیت‌های زیادی روبه‌رو می‌شویم، داستانک‌های زیادی بازگو می‌شود، ترس‌ها و تردید‌های بسیاری را حس می‌کنیم، اما از آن اتفاق‌های داستانی که سلسله‌یی از اتفاقات دیگر را در پی می‌آورند و منجر به گره‌زنی و گره‌گشایی می‌شوند، خبری نیست. استادی مودیانو در این است که از روزمرگی‌های شخصیت‌هایش داستان می‌سازد. گرچه این شخصیت‌ها در طول پرسه‌زدن‌ها و روزمرگی‌هاشان همیشه در جستجوی چیزی یا کسی هستند، اما هیچ‌وقت به آن نمی‌رسند و حتی در میانه‌ی کار، یا درست نمی‌دانند دنبال چه‌چیز می‌گردند و یا خودِ روزه‌مرگی چنان جذب‌شان می‌کند که جستجو را از یاد می‌برند. آنها در پی کشف چیزی هستند که نسبت به ماهیت آن دچار تردید می‌شوند؛ در همین نکته، کشفی پنهان است که مودیانو می‌خواهد قهرمان داستان (خودش؟) و مخاطب به آن نایل شوند.
از این رو، نثر مودیانو، مهمترین قوت کار نویسندگی اوست. او به کمک این نثر، مخاطب را از همان صفحه‌ی اول با پرسه‌زدن‌های شخصیت داستان همراه می‌کند. مخاطب بنا به عادت، انتظار دارد در پیچ یکی از این خیابان‌ها که راوی بی‌وقفه ازشان می‌گذرد یا توی یکی از این کافه‌ها و رستوران‌هایی که او درشان توقف می‌کند، اتفاقی بیفتد یا حادثه‌ای از گذشته بازگو شود؛ اما این انتظار تا صفحه‌ی آخر کتاب برآورده نمی‌شود. تمام پرسه‌زدن‌های راوی، تمام مکان‌هایی که با جزئیات توصیف می‌شوند، فقط طعمی از گذشته را زیر زبان‌مان می‌آورند، طعمی از گذشته که به بویی از امروز آغشته است. در صفحه‌ی آخر تمام رمان‌های مودیانو متوجه می‌شویم که تمام رمان همان پرسه‌زدن‌ها بوده است؛ مهم رفتن بوده نه رسیدن به چیزی. مودیانو جزو معدود نویسندگان دنیاست که بلد است با داستان‌هایی از این دست، مخاطبش را تا آخر کتاب با خود بکشاند و طعم لذتی را به او بچشاند که کمتر جایی می‌تواند آن را تجربه کند: لذتِ خواندن.
————————————————–
پی‌نوشت:
1. Patrick Modiano
2. La Polka
3. Lacombe Lucien
4. Louis Malle ، فیلمساز فرانسوی (1932- ).
5. Emmanuel Berl ، روزنامه‌نگار، مورخ و رساله‌نویس فرانسوی (1892- 1976).  
6. Boulogne-Billancour
7. Rudy
8. yvonne
9. Dora Bruder
10. Jean Borie
· از میان آثار پاتریک مودیانو تاکنون رمان‌های خیابان مغازه‌های تاریک (خیابان بوتیک‌های تاریک) با ترجمه‌ی خانم فروغ احمدی و رمان جواهر کوچولو  (مرا نگین کوچولو می‌نامیدند) با ترجمه‌ی خانم ناهید فروغان در ایران به چاپ رسیده است. آقای ساسان تبسمی رمانِ در کافه‌ی جوانی گمشده را به تازگی ترجمه کرده‌اند که از طرف انتشارات افق به چاپ خواهد رسید. رمان‌های بلوارهای کمربندی و محله‌ی گمشده به همین قلم در دست ترجمه هستند و از سوی انتشارات افراز به چاپ خواهند رسید.
————————————————–
فهرست منابع:
برای تهیه‌ی مقاله‌ی فوق از شماره‌های مختلف مجله‌ی فرانسوی مگزین لیتِرر (به ویژه شماره‌های 362، 424، 441 و 468) استفاده شده است. همچنین، بسیاری از سایت‌های فرانسوی راه‌گشای نویسنده بودند که آدرس برخی از آنها در ادامه می‌آید:
www.modiano.fr
www.evene.fr
www.unilim.fr
www.alalettre.com
www.ratsdebiblio.net
www.fluctuat.net
www.livre.fnac.com
www.livreshebdo.fr
www.lire.fr
www.lisons.info
www.republique-des-lettre.fr
این مقاله در شماره‌ی 91 مجله‌ی ‌گلستانه، شهریور 87، به چاپ رسیده است.
اصغر نوری

منبع: www.asnouri.blogfa.com

پاتریک مودیانو، نویسنده فرانسوی که امروز به عنوان 107‌امین نویسنده و شاعر جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد، در ایران هم نویسنده شناخته شده‎ای است و چندین رمان از او به فارسی ترجمه شده است.
به گزارش ایسنا، پاتریک مودیان زاده سال 1945 در فرانسه است. او کودکی سختی داشته، پدرش اغلب خانه نبود و مادرش در آسایشگاه به سر می‌برد. در این دوران او با برادرش صمیمی است. برادرش در ده‌سالگی بر اثر بیماری می‌میرد و مودیانو آثاری را که از سال 1967 تا سال 1982 نوشته، به برادرش تقدیم کرده است.
مودیانو جزو نویسندگانی است که شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که امسال به عنوان برنده جایزه نوبل معرفس شود، اما آکادمی نوبل باز هم با انتخاب خود کتاب‌خوانان و اهالی ادبیات را غافل‌گیر کرد.
مودیانو در ایران نویسنده شناخته شده‌ای است، اما آثار او از سوی مترجمان پراکنده ترجمه شده و به جز زنده‌یاد ساسان تبسمی، مترجمان از او اغلب یک کتاب ترجمه کرده‎اند.
پاتریک مودیانو- نویسنده مطرح و شناخته شده فرانسوی است که آثار پرخواننده‌ای را نگاشته است، او بین سال‌های 1968 تا 1978 که نویسنده جوانی محسوب می‌شده، تقریبا تمامی جوایز ادبی فرانسه را به خود اختصاص داده است: جایزه‌های فئنِون و روژه نیمیه برای رمان «میدان اِتوال»، جایزه بزرگ آکادمی فرانسه برای رمان «بلوارهای کمربندی» (1972) و جایزه گنکور برای رمان «خیابان مغازه‌های تاریک».
مودیانو نمایشنامه‌نویس هم هست و علاوه بر نگارش نمایشنامه‌های متعدد کتاب‌هایی هم به شکل زندگی‌نامه نوشته است.
در ادامه رمان‌هایی که از او به فارسی ترجمه شده است، می‌آید:
«خیابان بوتیک‌های تاریک»، «در کافه‌ی جوانی گم‌شده» و «افق» با ترجمه ساسان تبسمی، نشر افق.
«محله گمشده» با ترجمه اصغر نوری، نشر افراز.
«سفر ماه عسل» با ترجمه نسرین اصغر زاده، نشر افراز.
«تصادف شبانه» با ترجمه مهسا ابهری، نشر فرهنگ جاوید.
«آه ای سرزمین محبوب من» با ترجمه رویا خویی، نشر نظر.
«افق» و «تصادف شبانه» با ترجمه حسین سلیمانی‌نژاد،‌ نشر چشمه.
منبع: www.isna.ir

نگاهی به رمان «محله گمشده» پاتریک مودیانو
پاتریک مودیانو جزو بهترین نویسندگان حال حاضر فرانسه محسوب می‌شود و با نگاهی به کارنامه هنری او می‌توان به سرعت دریافت نویسنده بسیار پرکاری است.
روزنامه تهران امروز: پاتریک مودیانو جزو بهترین نویسندگان حال حاضر فرانسه محسوب می‌شود و با نگاهی به کارنامه هنری او می‌توان به سرعت دریافت نویسنده بسیار پرکاری است.
او بین سال‌‌های 1968 تا 1978 که نویسنده جوانی محسوب می‌شده تقریبا تمامی جوایز ادبی فرانسه را به خود اختصاص داده است: جایزه‌های فئنِون و روژه نیمیه برای رمان میدان اِتوال، جایزه بزرگ آکادمی فرانسه برای رمان بلوارهای کمربندی (1972) و جایزه گنکور برای رمان خیابان مغازه‌های تاریک.
در میان آثار او علاوه بر ده‌ها رمان، می‌توان نمونه‌هایی از فرم‌های ادبی دیگر نیز یافت: نمایش‌نامه (لاپولکا2)، فیلم‌نامه (لاکومب لوسین3 که در سال 1974 لویی مال4 فیلمی بر اساس آن ساخت)، گفت‌وگو (با امانوئل‌برل5) و همینطور کتاب‌هایی که کمابیش حالت زندگی‌نامه دارند (سند ازدواج).
محله گمشده یکی از آثار مودیانو است که توسط اصغر نوری ترجمه و از سوی نشر افراز منتشر شد. این رمان واگویه‌های نویسنده‌ای است که بعد از 20 سال با نامی جعلی به وطنش، پاریس، بازگشته تا قراردادی با یک ناشر ژاپنی بنویسد. این سفر که ظاهرا در ابتدا بنا بوده خیلی کوتاه باشد به‌تدریج طولانی می‌شود.
راوی انگار باید چیزی را پیش از بازگشتش به انگلیس پیدا کند. چیزی که ظاهرا در سرزمینی است که ترکش کرده ولی در واقع در درون خود اوست، شاید هم خود اوست. راوی 20 سال است که از همه دوستان و آشنایانش در پاریس بریده، نامش را تغییر داده و با هویتی جعلی زندگی کرده است و حتی زبانش را هم تغییر داده و اکنون به زبان انگلیسی حرف می‌زند و کتاب می‌نویسد. در این رمان زبان مسئله مهمی است.
شاید این اهمیت در ترجمه کتاب چندان به چشم نیاید ولی مسلما در نسخه اصلی آن به زبان فرانسه حتما مشهودتر است، این را از شواهد بسیاری در رمان می‌توان دریافت؛ برای مثال اولین سطر رمان چنین است: «شنیدن گفت‌وگو به زبان فرانسه عجیب است.» کمی بعدتر او به مرد ژاپنی طرف قراردادش می‌گوید: «اگه به صحبت کردن به فرانسه ادامه بدیم، خوشحال می‌شم.»(ص24) و چند سطر پایین‌تر: «ممنون که می‌تونم با شما فرانسه صحبت کنم.»
این تک‌جمله‌های کوتاه درباره سخن گفتن به زبان فرانسه ادامه پیدا می‌کنند تا اواسط کتاب که راوی تصمیم می‌گیرد کتابی به زبان فرانسه بنویسد. نوعی نیاز درونی او را وا می‌دارد تا ماجرای تبعید ناخواسته‌اش را به زبان مادریش بنویسد. در محله گمشده، همه چیز سیال و لغزان است. آدم‌ها سرگشته‌اند و سرنوشت‌شان دستخوش اتفاقات گذرا و بی‌اهمیت است. اتفاقات در دل یکدیگر جاری می‌شوند و چون تداعی‌گر یکدیگرند بی‌نظم خاصی در پی هم می‌آیند مثل خیابان‌های پاریس که همه به هم راه پیدا می‌کنند و بی‌دردسر می‌توان درون آنها لغزید و از خیابانی به خیابان دیگر رفت.
زبان هم در آن همین حالت را دارد. جمله‌ها کوتاه و ساده‌اند و گاهی فقط در شکل جملات وصفی بدون فعل. فعل‌ها مقید به هیچ زمان خاصی نیستند و آسوده بین زمان گذشته و حال روان‌اند حتی وقتی که راوی در زمان حال به سر می‌برد هم این آزادی در استفاده از افعال دیده می‌شود. راوی بخشی از زمان حال را با افعال زمان حال روایت می‌کند و بخشی را با افعال گذشته شاید برای اینکه افکار و درونگویه‌ها زمان ندارند و همانطور که اشاره شد کل این رمان به درونگویه‌ای طولانی شبیه است.
این شکل استفاده از افعال در زبان فرانسه و با امکانات صرفی افعال کار چندان دشواری نیست. نمونه‌هایش را در رمان‌های نویسندگان دیگر نیز می‌توان دید که اکثر مواقع به دلیل دشواری ترجمه به فارسی، مترجمان فارسی زبان از آن چشم می‌پوشند و همه فعل‌ها را یک دست یا به زبان حال یا به گذشته ترجمه می‌کنند؛ اما باید اعتراف کرد که مترجم محله گمشده به خوبی از عهده این کار برآمده و با اینکه فعل‌ها بین زمان حال و گذشته سرگردانند، برای خواننده آزار دهنده نیستند و اشتباه ترجمه‌ای و ویراستاری در نظر نمی‌آیند.
این سرگردانی افعال در بخش دوم رمان بیشتر می‌شود. در بخش اول رمان راوی زمان حال را با افعال گذشته روایت می‌کند و گاهی هم که به خاطرات 20 سال پیش سرک می‌کشد همینطور. در بخش دوم، اما روای مشغول روایت ماجراهای 20 سال پیش است؛ انگار که رمان دومی را در دل رمان اول می‌خوانیم؛ رمانی که راوی مشغول نوشتن آن است؛ نویسنده برای فاصله گذاری بین این رمان و رمان اصلی که ماجرای راوی در زمان اکنون است از زمان حال استفاده می‌کند.
این رفت و آمدهای مکرر بین زمان حال و گذشته سبک خاصی به رمان‌های مودیانو می‌دهد. مودیانو در رمان‌هایش قطعی بودن زمان را به چالش می‌کشد. او آنقدر در رمان‌هایش زمان گذشته را به بازی می‌گیرد انگار که می‌خواهد بگوید هیچ قطعیتی وجود آن را اثبات نمی‌کند. زمان مثل مکان نیست که با آوردن نام آن و حتی نشان دادن فیزیکی آن، وجودش را اثبات کرد. زمان وقتی می‌گذرد هیچ مدرکی از خود به جا نمی‌گذارد مگر خاطراتی که در ذهن ماست و آن هم بسیار متزلزل و خطاپذیر است و دوام‌شان در ذهن وابسته به عناصر دیگری است.
مودیانو به این تزلزل زمانی و این عناصری که اجازه نمی‌دهند به وجود گذشته و وقایع آن شک کنیم بسیار اشاره می‌کند: «پاسپورت انگلیسی‌ام را توی جیب بغل کتم لمس کردم. انگار از خواب بدی بیدار می‌شدم. تن تن واقعا وجود داشت؟ مطمئنا، آن پرونده و کلیدهای آپارتمان خیابان کورسل وجود داشتند. اما می‌توانستم کاری کنم که آنها برای همیشه ناپدید شوند.»(ص74) و چند سطر پایین‌تر: «عینک آفتابی قدیمی‌ام را روی میز تحریر گذاشتم. یک دفعه آن عینک ترساندم، مثل مدرک جنایتی بود که مرتکب شدم.»
و همچنین است این جملات که در پایان رمان آمده: «دزدیده نگاهش می‌کنم. جای زخم بزرگی روی پیشانیش کشیده شده است. رد زمان شاید. یا نشانه‌ای که یکی از این حادثه‌ها در آدم به جا می‌گذارد که می‌خواهی برای همیشه فراموششان کنی. من هم، از امروز به بعد، دیگر نمی‌خواهم چیزی را به یاد بیاورم.»(ص195) راوی در این جملات از امری ناممکن سخن می‌گوید، از فراموش کردن.
گذشته هر چقدر هم که متزلزل باشد باز هم با استفاده از عناصر فیزیکی سلطه خود را بر انسان حفظ می‌کند؛ عناصری مثل عینک دودی و سال‌‌های جوانی راوی شاید نابود کردنی باشند اما زخم روی پیشانی که به نوعی اشاره به چروک‌های عمیق پیشانی هم دارد، غیرقابل انکارند. شاید از همین روست که شخصیت‌های مودیانو قابل ترحم‌اند. آنها همیشه محکوم به حبس در زمان و مکان‌اند. آنها ناچارند در دایره‌ای که احاطه شان کرده مدام بچرخند و بچرخند.
منبع: www.bartarinha.ir

پاتریک مودیانو (به فرانسوی: Patrick Modiano) (زاده ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۵) نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس قرن بیستم میلادی اهل بولونی بیانکور فرانسه و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۴ است. این نویسنده ۶۹ ساله یکی از چهره‌های مهم ادبی فرانسه محسوب می‌شود.

زندگی‌نامه
مودیانو از مادری بلژیکی و پدری یهودی اهل ایتالیا در سال ۱۹۴۵ به دنیا آمده است وی از چهره‌های نوجوی ادبیات مدرن فرانسه شناخته می‌شود که آثارش هم تحسین منتقدان ادبی را برانگیخته و هم خوانندگان فراوان دارد. مودیانو از نویسندگان پرکار به شمار می‌رود و برخی از کارهای او به فیلم نیز برگشته است. جایزه بزرگ آکادمی فرانسه برای ادبیات در سال ۱۹۷۲ نصیب وی شد. در سال ۱۹۷۸ جایزه معتبر فرانسوی گنکور را برای رمان «خیابان مغازه‌های تاریک» دریافت کرد. در سال‌های اخیر رمان‌های «میدان اتوال»، «در کافه جوانی گمشده» و «افق» از این نویسنده منتشر شده است. پاتریک مودیانو در ایران نیز کمابیش شناخته شده است و چندین عنوان از آثار او به فارسی ترجمه شده است.[۱][۲]در سال ۲۰۱۰ برنده جایزه دل دوکای انستیتوی فرانسه را برای یک عمر تلاش حرفه‌ای خود شد. همچنین مودیانو در سال ۲۰۱۲ نیز موفق به کسب جایزه دولتی اتریش برای ادبیات اروپا شد. مودیانو در روز پنج شنبه ۹ اکتبر ۲۰۱۴ راس ساعت ۱۳ به وقت محلی از سوی آکادمی نوبل به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات اعلام شد.
کتابشناسی
عناوین منتشرشده از آثار پاتریک مودیانو به زبان فرانسوی و به ترتیب انتشار به شرح زیر است. در مقابل آن نیز مشخصات عناوینی که به فارسی ترجمه شده است، براساس پایگاه کتابشناسی کتابخانه ملی ایران[۳] آمده است.
– (۱۹۶۸) La Place de l’étoile
– (۱۹۶۹) La Ronde de nuit
– (۱۹۷۲) Les Boulevards de ceinture – «بیراه»، ترجمه‌ی آرش نقیبیان (تهران: فرهنگ آرش‏‫، ‫۱۳۹۲)
– (۱۹۷۴) Lacombe, Lucien
– (۱۹۷۵) Villa triste – «ویلای دلگیر»، ترجمه‌ی حسین سلیمانی‌نژاد (تهران: چشمه‏‫، ‌۱۳۸۹)
– (۱۹۷۷) Livret de famille – «شجره خانوادگی»، ترجمه‌ی مهسا ابهری (تهران: فرهنگ جاوید‏‫، ۱۳۹۰)
– (۱۹۷۸) Rue des Boutiques obscures – «خ‍ی‍اب‍ان‌ ب‍وت‍ی‍ک‍ه‍ای‌ ت‍اری‍ک»‌، ترجمه‌ی ف‍روغ‌ اح‍م‍دی ‌(ت‍ه‍ران: ت‍رف‍ن‍د، ۱۳۸۰)، «خیابان بوتیک‌های خاموش»، ترجمه‌ی ساسان تبسمی (تهران: افراز‏‫، ۱۳۸۸)
– (۱۹۸۱) Une jeunesse – «جوانی»، ترجمه‌‌ی حسین سلیمانی‌نژاد (تهران: نشر چشمه‏‫، ۱۳۸۹)
– (۱۹۸۱) Memory Lane
– (۱۹۸۲) De si braves garçons
– (۱۹۸۴) Quartier Perdu – «محله‌ی گم‌شده»، ترجمه‌ی اصغر نوری (تهران: افراز، ۱۳۸۸)
– (۱۹۸۶) Dimanches d’août – «یکشنبه‌های اوت»، ترجمه‌ی شیرازه آیت‌اللهی (تهران: اشتاد‏‫، ۱۳۸۹)، «یکشنبه‌ی اوت»، ترجمه‌ی منیره اکبر پوران (تهران: نشر چشمه، ‏‫۱۳۹۰)
– (۱۹۸۸) Catherine Certitude – «آه! ای سرزمین محبوب من»، ترجمه‌ی رویا خویی (تهران: چاپ و نشر نظر، ‏‫۱۳۸۹)
– (۱۹۸۸) Remise de peine
– (۱۹۸۹) Vestiaire de l’enfance
– (۱۹۹۰) Voyage de noces – «سفر ماه عسل»، ترجمه‌ی نسرین اصغرزاده (تهران: افراز‏‫، ۱۳۸۸)، «ماه عسل»، ترجمه‌ی حسین سلیمانی‌نژاد (تهران: نشرچشمه‏‫، ۱۳۸۸)
– (۱۹۹۱) Fleurs de ruine
– (۱۹۹۲) Un cirque passe – «سیرکی که می‌گذرد»، ترجمه‌ی نسیم موسوی‌پاک (تهران: چشمه‏‫٬ ۱۳۹۳)
– (۱۹۹۳) Chien de printemps
– (۱۹۹۵) Du plus loin de l’oubli
– (۱۹۹۷) Dora Bruder – «دورا برودر»، ترجمه‌ی نسرین اصغرزاده (تهران: افراز، ‏‫۱۳۹۰)
– (۱۹۹۹) Des inconnues – «ناشناخته‌ماندگان»، ترجمه‌ی ناهید فروغان (تهران: چشمه‬‏‫، ۱۳۸۷)
– (۲۰۰۱) La Petite Bijou – «م‍را ن‍گ‍ی‍ن‌ ک‍وچ‍ول‍و م‍ی‌ن‍ام‍ی‍دن‍د»، ترجمه‌ی ن‍اه‍ی‍د ف‍روغ‍ان‌ (تهران: اخ‍ت‍ران‌‏‫، ۱۳۸۳)
– (۲۰۰۳) Accident nocturne – «تصادف شبانه»، ترجمه‌ی حسین سلیمانی‌نژاد (تهران: نشر چشمه‏‫، ۱۳۸۹)، ترجمه‌ی مهسا ابهری (تهران: فرهنگ جاوید، ۱۳۹۱)
– (۲۰۰۴) Un pedigree
– (۲۰۰۷) Dans le café de la jeunesse perdue – «در کافه‌ی جوانی گم‌شده»، ترجمه‌ی ساسان تبسمی (تهران: افق‏‫، ‏‫۱۳۸۸)، ترجمه‌ی سوده اسکندری (تهران: چشمه‏‫، ۱۳۸۹)
– (۲۰۱۰) L’Horizon – «افق»، ترجمه‌ی حسین سلیمانی‌نژاد (تهران: چشمه‏‫، ۱۳۸۹)
– (۲۰۱۲) L’Herbe de nuit
– (۲۰۱۴) Pour que tu ne te perdes pas dans le quartier
منبع: www.wikipedia.com

«پاتریک مودیانو» نویسنده سرشناس فرانسوی، به عنوان برنده صد و یازدهمین جایزه نوبل ادبیات معرفی شد.
«پاتریک مودیانو»، نویسنده فرانسوی برنده جایزه نوبل ادبیات شد. پاتریک مودیانو گرچه مدرک تحصیلی بالاتر از دیپلم نگرفت ولی با کمک یکی از معلم‌هایش با نام «رمون کنو» که نویسنده معروف فرانسوی و از دوستان مادرش بود، وارد دنیای ادبیات شد.
«مودیانو» متولد 1945 است و رمان «میدان اتویله» در سال 1968 به عنوان نخستین اثر منتشر شده از وی به چاپ رسید.این نویسنده در گذشته با جوایزی همچون جایزه بزرگ رمان آکادمی فرانسه (1972) و جایزه پریکس گنکورت (1978) مورد تقدیر قرار گرفته است. اخیرا از وی دو رمان به نام های «جواهر کوچک» و «حادثه در شب» منتشر شده است. از این نویسنده در ایران کتاب‌های «کافه جوانی گم شده»، «خیابان بوتیک‌های خاموش» با ترجمه «ساسان تبسمی» و «سفر ماه عسل» با ترجمه «نسرین اصغرزاده» منتشر شده است.
جایزه نوبل ادبیات به ارزش 693 هزار پوند، یکی از پنج جایزه نوبل است که هرساله به نویسنده‌ای داده می‌شود که به گفته آلفرد نوبل «برجسته‌ترین اثر با گرایش آرمانخواهانه» را نوشته باشد. منظور از «اثر» معمولاً مجموعه کارهای نویسنده ‌است، اگرچه گاه در متن مربوط به جایزه از آثار مشخص نیز نام برده شده ‌است.
آکادمی سوئد برنده را تعیین می‌کند و در اوایل اکتبر هرسال آن را اعلام می‌کند.این آکادمی  18 عضو متشکل از نویسندگان، شعراء،محققان ادبی و … دارد.
پیش از این  «پیتر اینگلوند»، دبیر دائمی آکادمی سوئیس اعلام کرده بود که جایزه نوبل ادبیات امسال 271 نامزد دارد که این فهرست در مرحله اول به 210 نامزد تقلیل یافت و در نهایت هیأت داوران آکادمی 36 نفر را شایسته رقابت‌ برای این جایزه تشخیص دادند.
جایزه نوبل ادبیات اولین بار سال 1901 به «سولی پرودوم»، نویسنده فرانسوی برنده این جایزه شد، سال گذشته نیز این جایزه به «آلیس مونرو»، نویسنده کانادایی اعطاء شد.
منبع: www.farsnews.com

موضوعات
درباره سایت
داستان کوتاه
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " داستان کوتاه " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.