داستان کوتاه
داستانهای کوتاه ایران و جهان

دزد کیست؟

نامه اول
فرستنده: دویل پ.گیتس، سردبیر مجله دیپ اسپیس مگزین
گیرنده: آقای جک لویس
۲۶ – ۹۰ خیابان ۲۱۹
کوینز ویلیج، نیویورک

آقای لویس عزیز،
دست نوشته "داستان بعد نهم" را بر می‌گردانیم. من در برخورد اول آن را داستانی ارزیابی کردم زیبا و به فکر چاپ آن افتادم. چرا نباید به این فکر بیافتم؟ در سال ۱۹۳۴ نیز که این داستان برای بار اول چاپ شد، ویراستاران "مجله‌ی کاسمیک تیلز" آن را در خور چاپ ارزیابی کرده بودند. خودتان هم خوب می‌دانید که "تاد ترامبری"، نویسنده داستانی که برایمان فرستاده اید، نویسنده‌ی بزرگ افسانه ‌های علمی است و نه شخص شما. به هر تقدیر فقط یاداور میشوم که در این مملکت دزدی ادبی پیگرد قانونی دارد و به خطرش نمی‌ارزد.
با تقدیم احترام
۲ آوریل ۱۹۵۲
د. پ. گیتس
——————–
نامه دوم
فرستنده: جک لویس
گیرنده: آقای دویل پ.گیتس، سردبیر محترم مجله دیپ اسپیس مگزین
نیویورک
آقای گیتس عزیز
من شخصی به نام تاد ترامبری نمی‌شناسم و هرگز هم اسم این آدم را نشنیده ام. داستانی را که پس فرستادید خودم نوشته ام. آن را صادقانه برای شما فرستادم. به همین دلیل هیچ از اشاره ‌ها و کنایه ‌های شما خوشم نیامد. من حدود یک ماه پیش "بعد نهم" را نوشتم و اگر میان داستان من و داستانی که تاد ترامبری نوشته شباهتی هست این شباهت‌ها تنها جنبه تصادفی دارند. با این همه نامه شما مرا به فکر فرو برد، چون چندی پیش داستان دیگری نوشته بودم و وقتی آن را برای "مجله استار دو ست ساینس فیکشن" فرستادم، آن مجله به این دلیل که داستانم زیادی تو مایه ترامبری است، آن را پس فرستاد. شما را به خدا به من بگویید که این تاد ترامبری کیست؟ من ده سال است که خواننده پر و پا قرص داستان ‌های علمی تخیلی ام ولی هیچ داستانی از او نخوانده ام.
ارادتمند شما
۵ آوریل ۱۹۵۲
جک لویس
——————–
نامه سوم
فرستنده: دویل پ.گیتس، سردبیر مجله دیپ اسپیس مگزین
گیرنده: آقای جک لویس
۲۶ – ۹۰ خیابان ۲۱۹
کوینز ویلیج، نیویورک
آقای لویس عزیز،
در پاسخ به نامه ۵ آوریل جنابعالی به اطلاعتان می‌رسانم که ویراستاران مجله ما کسی را بی دلیل متهم نمی‌کنند و از این نکته هم به خوبی آگاهی دارند که وجود مشابهت در ادبیات، آن هم مشابهتی عجیب، هیچ عجیب نیست. اما ما نمی‌توانیم قبول کنیم شما تاد ترامبری را نمی‌شناسید.
هر چند تاد ترامبری دیگر در میان ما نیست و دیر زمانی است که در گذشته، اما آثار او باقی است و مانند آثار بسیاری دیگر از نویسندگان، پس از درگذشت نابهنگامش در ۱۹۴۱، مطرح تر شده است. چه بسا سرچشمه بی پایان مضمون ‌های نواورانه داستان‌های او، تحقیقات و پژوهشهایش در قلمرو الکترونیک بود. تاد ترامبری آنچنان نویسنده‌ی بزرگی بود که حتی امروز نیز با همه پیشرفت علوم و فن آوری، نه تنها آثار او هنوز خواندنی است که حتی جا دارد نویسندگان نوپا بکوشند از سبک او تقلید کنند. اما منظور ما از "تقلید"، تکرار کلمه به کلمه نوشته ‌های او نیست و شما چنین کاری کرده اید. ادعای شما مبنی بر اینکه مشابهت تصادفی است را ما به هیچ وجه نمی‌توانیم بپذیریم. امکان تکرار تصادفی کلمه به کلمه یک داستان کامل یک میلیون بار کمتر از این است که ۲۰ نفر که ۲۰ سال است از یکدیگر بی خبرند، بدون توافق قبلی سوار هواپیما شوند.
دلم نمیخواست این حرف را بزنم اما ما بچه نیستیم.
با تقدیم احترام
۱۱ آوریل ۱۹۵۲
د. پ. گیتس
——————–
نامه چهارم
فرستنده: جک لویس
گیرنده: آقای دویل پ.گیتس، سردبیر مجله دیپ اسپیس مگزین
نیویورک
حضرت آقا
اتهاماتتان گویای محتوای ورق پاره ایست که منتشر می‌کنید.
لطف کرده اشتراک مرا باطل کنید.
۱۴ آوریل ۱۹۵۲
جک لویس
——————–
نامه پنجم
فرستنده: جک لویس
گیرنده: مرکز کتب و مجلات علمی تخیلی
۱۴۴ فرانت استریت
شیکاگو
آقایان،
با احترام، خواهش می‌کنم مجلاتی که آثار تاد ترامبری در آن‌ها چاپ شده است را برایم ارسال دارید، زیرا مایلم به دلایلی آثار او را بخوانم.
با تشکر و احترام فراوان
۱۴ آوریل ۱۹۵۲
جک لویس
——————–
نامه ششم
فرستنده: ری البرت، رئیس مرکز کتب و مجلات علمی تخیلی
گیرنده: آقای جک لویس
۲۶ – ۹۰ خیابان ۲۱۹
کوینز ویلیج، نیویورک
آقای لویس عزیز،
ما هم مانند شما به مطالعه آثار تاد ترامبری علاقمندیم و تنها توصیه ای که به شما میتوانیم بکنیم این است که یا با مجلاتی که آثار او را منتشر میکردند تماس بگیرید ـ اگر این مجلات هنوز باشند ـ یا به سراغ فروشندگان مجلات کهنه بروید.
اگر موفق شدید چیزی از او بیابید، مرکز ما حاضر است آن را به ب‌های گزاف از شما باز پس بخرد.
با تقدیم احترام
۲۲ آوریل ۱۹۵۲
ری البرت
——————–
نامه هفتم
فرستنده: جک لویس
۲۶ – ۹۰ خیابان ۲۱۹
کوینز ویلیج، نیویورک
گیرنده: آقای سامسن ج. گراس، سردبیر محترم مجله استرنج وردز مگزین
سنت لوییز، میسوری
آقای گراس عزیز،
به پیوست، دست نوشت داستانی به قلم خودم را میفرستم. برای نوشتن این داستان که "ویرانگر ده میلیون کهکشان" نام دارد، ناچار به مطالعه و تحقیقات وسیعی شده ام و لذا ناگریزم حداقل دستمزد مورد مطالبه ام را کلمه ای دو سنت معین کنم.
به این امید که در خور چاپ باشد و با تقدیم احترام فراوان
۱۱ مه ۱۹۵۲
جک لویس
——————–
نامه هشتم
فرستنده: آقای سامسن ج. گراس، سردبیر مجله استرنج وردز مگزین
گیرنده: آقای جک لویس
۲۶ – ۹۰ خیابان ۲۱۹
کوینز ویلیج، نیویورک
آقای لویس عزیز،
با کمال تاسف به اطلاع میرسانم که چاپ ویرانگر ده میلیون کهکشان فعلا در برنامه ما نیست. البته این داستان بسیار زیباست و شما میتوانید مطمئن باشید اگر روزی در برنامه چاپ ما قرار گرفت، ما حتما دستمزد درخواست شده را پرداخت خواهیم کرد، اما نه به شما بلکه به بازماندگان مرحوم تاد ترامبری که نویسنده ای بزرگ به معنای دقیق کلمه بود.
با احترام
۱۹مه ۱۹۵۲
سامسن ج. گراس
——————–
نامه نهم
فرستنده: جک لویس
گیرنده: آقای دویل پ.گیتس، سردبیر محترم مجله دیپ اسپیس مگزین
نیویورک
آقای گیتس عزیز،
قبلا نوشتم که مایل نیستم هیچ رابطه ای با شما یا مجله تان داشته باشم،‌ اما مسئله پیچیده ای برایم پیش آمده است.
ظاهرا هیچ مجله ای حاضر به چاپ داستان‌های من نیست، فقط به این دلیل ساده که داستان‌های من اصلا بجز اسم نویسنده با داستان‌های تاد ترامبری مو نمیزند.
شما در نامه آخرتان گفتید که امکان شباهت تا این تندازه برای یک داستان چقدر کم است. امکان مشابهت برای دست کم نیم دو جین داستان چقدر خواهد بود؟ یک عدد نجومی!
با این همه از من قبول کنید. من این داستان‌ها را خودم و فقط خودم نوشته ام. من تا به حال حتی یک جمله از تاد ترامبری ندزدیده ام. به این دلیل ساده که تاکنون حتی یک کلمه هم از او نخوانده ام. همانطور که قبلا هم گفتم من تا این اواخر حتی اسم او را هم نشنیده بودم.
تن‌ها فکری که به عقلم میرسد این قدر غریب است که جرات نمیکنم آن را با کسی بجز شما که یک مجله علمی تخیلی در می‌آورید در میان بگذارم. فرض کنیم، فقط فرض کنیم ـ این ترامبری به دلیل آزمودگیش در دانش توانسته باشد سد فضا ـ زمان را بشکند، و میدانم باور کردنش عجیب است، سال‌ها پیش از آنکه من شروع به نوشتن کنم با اطلاعاتی که از آینده داشته، داستان‌های مرا سال‌ها پیش از آنکه خودم بنویسم، نوشته باشد.
منظورم را می‌فهمید؟ فکر می‌کنید ممکن است تاد ترامبری با سفر در زمان،‌ به زمان ما آمده،‌ داستان‌های مرا دزدیده و در گذشته چاپ کرده باشد؟
شما را به خدا جوابم را بدهید.
۲۳ مه ۱۹۵۲
جک لویس
——————–
نامه دهم
فرستنده: دویل پ.گیتس، سردبیر مجله دیپ اسپیس مگزین
نیویورک
گیرنده: آقای جک لویس
۲۶ – ۹۰ خیابان ۲۱۹
کوینز ویلیج، نیویورک
آقای لویس عزیز،
تن‌ها فکری که ما می‌کنیم این است که بهتر است شما به روانپزشک مراجعه کنید.
ارادتمند
۲۵ مه ۱۹۵۲
د. پ. گیتس
——————–
نامه یازدهم
فرستنده: جک لویس
۲۶ – ۹۰ خیابان ۲۱۹
کوینز ویلیج، نیویورک
گیرنده: آقای سمیوئل ماینز، سردبیر محترم استاندارد مگزین اینکورپوریشن
نیویورک
آقای ماینز عزیز،
متن‌های پیوست را نمی‌شود داستان به معنای دقیق کلمه دانست،‌ این‌ها ده نامه است که میان من و افراد مختلف مبادله شده است. آن‌ها را به این امید برایتان میفرستم که شاید کمکم کنید و مرا از گرفتاری ای که به آن دچار شده ام در بیاورید.
من نامه ‌ها را به ترتیب تاریخ مرتب کرده ام و فکر می‌کنم خودشان به تن‌هایی گویای همه‌ی ماجرا باشند. شاید با چاپ آنها، یکی از خوانندگان توضیحی برای مشکل من پیدا کند.
من اسم این مجموعه نامه ‌ها را گذاشته ام "دزد کیست؟"
ارادتمند
۳ ژوئن ۱۹۵۲
جک لویس
——————–
نامه دوازدهم
فرستنده: سمیوئل ماینز، سردبیر استاندارد مگزین اینکورپوریشن
گیرنده: آقای جک لویس
۲۶ – ۹۰ خیابان ۲۱۹
کوینز ویلیج، نیویورک

آقای لویس عزیز،
فکر نوشتن یک داستان علمی تخیلی به شکل مجموعه نامه خیلی جالب است. اما تازه و نو نیست. بار اول آقای تاد ترامبری در اوت ۱۹۴۰ به این فکر افتاد و داستانی را در "مجله مکبر ادونچر" به چاپ رساند که به شکل نامه بود و از خوب یا بد تصادف، هم مضمونش مضمون این نامه ‌ها بود و هم اسمش دزد کیست؟
اگر چیزی از خودتان داشتید حتما با ما تماس بگیرید.
با احترام
۱۰ ژوئن ۱۹۵۲
سمیوئل ماینز

نویسنده: جک لویس
درباره‌ی داستان:
این داستان در مجله دانشمند منتشر شده بوده است.
منبع: www.science-fiction.blogsky.com

موضوعات
درباره سایت
داستان کوتاه
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " داستان کوتاه " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.