داستان کوتاه
داستانهای کوتاه ایران و جهان

انگشت‌ها

وقتی‌ رونالد پسر آقای‌ لیسی‌ از جنگ‌ برگشت‌ خانه‌، دوش‌ گرفت‌ یک شلوار جین‌ تازه‌ و تی‌شرت‌ نو پوشید، کلاه‌ بیس‌بال‌ کهنه‌ی‌ دوران‌ دبیرستانش‌ را پیدا کرد و سفت‌ کشید روی‌ پیشانی‌اش. بعد هم‌ رفت‌ بیرون‌ و افتاد به‌ جان‌ تورها. حدود دو هفته‌ای‌ با تور‌ها مشغول‌ بود. یک روز آقای‌ لیسی‌ گفت: «ببینم‌ پول‌هایی‌ را که‌ پس‌انداز کرده‌ای‌ چکار می‌کنی؟»
رونالد مدتی‌ دیگر با تور‌ها مشغول‌ بود بعد رفت‌ به‌ بازار و یک هادسن‌ هورنت‌ دست‌ دوم‌ خرید. چهار پنج‌ روز سوار هادسن‌ توی‌ شهر این‌ور و آن‌ور گاز می‌داد. هر وقت‌ هم‌ تشنه‌اش‌ می‌شد خودش‌ را می‌بست‌ به‌ آبجو.
روز ششم‌ که‌ یکی‌ از چرخ‌‌ها پنچر شد، رونالد ماشین‌ را قفل‌ کرد و زد به‌ بی‌خیالی. روز بعد به‌ موزه‌‌ی آتکینز کانزاس‌ سیتی‌ رفت‌ و ده‌ دوازده‌ تا کارت‌پستال‌ نیم‌تنه‌ی‌ بنجامین‌ فرانکلین‌ را خرید. به‌ نظرش‌ می‌رسید آن‌ نیم‌تنه‌ی‌ طاس‌ با موهای‌ بلند که‌ روی‌ شانه‌ ریخته‌ فرانکلین‌ را به‌ غریب‌ترین‌ آدم‌ زبان‌ بسته‌ تبدیل‌ می‌کند. به‌ نظر می‌رسید فرانکلین‌ از چیزی‌ دلخور باشد. رونالد سوار اتوبوسی‌ شد و راه‌ نیویورک را در پیش‌ گرفت. این‌ سفر البته‌ چیزی‌ نداشت‌ فقط‌ در تمام‌ مسیر طولانی‌ مردی‌ کنارش‌ نشسته‌ بود و می‌خواست‌ یک جوری‌ داستان‌ از دست‌ دادن‌ غده‌ پروستات‌اش‌ را به‌ او حالی‌ کند. رونالد اتاقی‌ نزدیک استادیوم‌ یانکی‌ گرفت. یکی‌ از کارت‌پستال‌های‌ فرانکلین‌ را برای‌ پدرش‌ فرستاد، فقط‌ با یک امضا، دوستت‌ دارم، رونالد!
بعد هم‌ نشست‌ کنار پنجره‌ و بیرون‌ را نگاه‌ کرد. دم‌ پلکان‌ فرار، یک تکه‌ بادکنک قرمز گیر کرده‌ بود که‌ باد آن‌ را تکان‌ می‌داد. سرانجام‌ باد بادکنک را برد. رونالد خسته‌ شد، لباسهایش‌ را درآورد، پرید روی‌ تخت‌. انگشت‌های‌ دستش‌ را شمرد که‌ تیر می‌کشید.
نویسنده: گری‌ گیلدنر
مترجم: اسداله امرایی (ترجمه‌ای برای یاشار صلاحی)

درباره‌ی نویسنده:
گری گیلدنر در وست برنچ میشیگان به دنیا آمده و از دانشگاه دولتی میشیگان لیسانس و فوق لیسانس گرفته.ده‌ها جایزه‌ی ادبی و بورس مطالعاتی گرفته و بیست کتاب داستان و شعر دارد. مدتی با اسفاده از بورس فولبرایت در لهستان و چکسلواکی درس می‌داد. گیلدنر فعلاً ساکن آیداهوست.
Gary Gildner,Fingers, Flash Fiction: Very Short Stories, Thomas, James, W W NORTON & CO

منبع: www.jenopari.com

  • برچسب ها:
  • admin
https://www.dastankootah.com/?p=1414
لینک کوتاه مطلب:
موضوعات
درباره سایت
داستان کوتاه
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " داستان کوتاه " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.