داستان کوتاه
داستانهای کوتاه ایران و جهان

درباره کتاب
رمان درباره‌ی شخصیتی متفاوت است. به این متفاوت‌بودگی -که در این کتاب نقیصه‌ای جسمی است- پیش‌تر نیز در ادبیات کلاسیک و مدرن اشاره و خلق شده است. ولی گویا تم متفاوت بودن و جنبه‌ی نیمه‌خدایی-نیمه‌بشری و به‌نوعی جنبه‌ی استعدادهای فوق بشری این موجودات غیرعادی هنوز هم جنبه‌ی دراماتیک غنی و پرباری برای ادبیات و سینمای جهان دارد. پیش‌تر سینما و ادبیات در آثاری مانند فرانکشتاین، گوژپشت نوتردام، مرد فیل نما، طبل حلبی و…، ظهور و در پی آن موجی از احساسات متناقض مخاطبین را تجربه کرده بود. در این کتاب و کتاب (بن در جهان) که نویسنده دوازده‌سال بعد از این کتاب در ادامه‌ی آن نوشته است، فضایی شبیه به این آثار با محوریت و قهرمانی و در عین حال ضد قهرمانی موجودی وهم‌انگیز، به‌شدت با استعداد، گوشه‌گیر و در عین حال احساساتی که با تمرکز روی روابط و عواطف انسانی او با اطرافیانش دنیایی از کلاف‌های درهم پیچیده‌ی عقوبت‌ها و تردیدهای کفر و امید و انکار می‌سازد. زن و شوهری که به‌شدت خوشبختند و خود را برای این خوشبختی زیاد سرزنش شده می‌یابند. خود را نفرین شده می‌بینند. داشتن بن را عقوبتی از پیش تعیین شده و نشانه‌ای می‌یابند که از آن گریزی نیست. تنش‌های مکرر و موج احساسات متناقضی که به‌واسطه‌ی حضور بن در میان فرزندان دیگر این زن و شوهر رخ می‌دهد، دنیای ذهنی آنها را دچار آشوب و تخریب و بازآفرینی‌های مکرر می‌کند و به‌دلیل انتخاب هنرمندانه‌ی زاویه دید بی‌طرف سوم شخصی که خارج از ماجراست و در عین حال قضاوت و قساوت دانای کل آثار کلاسیک را ندارد، مخاطب را در این فضای متوهم حل می‌کند و همراه با امواج وقایع و احساسات با خود می‌برد. حقایق تفکرات انسانی، حقایق زندگی مدرن و حقایق بی‌رحم عواطف سرد از زخم‌هایی هستند که در کلمات این کتاب جا گرفته‌اند. تنه‌ی نازک خوشبختی به آسانی و در لحظه‌ای و با اتفاق کوچکی فرو می‌ریزد. این لحظه‌ها، این انتظارهای متضاد از خوشبختی، از داشتن فرزند، از شادی و… کتاب را متمایز و لایق جایزه‌ی نوبل ادبی می‌کند.
 
درباره نویسنده
رمان درباره‌ی شخصیتی متفاوت است. به این متفاوت‌بودگی -که در این کتاب نقیصه‌ای جسمی است- پیش‌تر نیز در ادبیات کلاسیک و مدرن اشاره و خلق شده است.
دوریس لسینگ، شاعر، ‌رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس در سال 1919 با نام اصلی دوریس می‌تایلرDoris May Tayler از پدر و مادری انگلیسی در ایران به‌دنیا آمد. پدرش کارمند بانک شاهنشاهی بود. والدین او در سال 1925 به رودزیای جنوبی که اکنون زیمبابوه نامیده می‌شود، رفتند و او سال‌های کودکی و نوجوانی را در مزرعه‌ای در این کشور گذراند. او در 15 سالگی مدرسه را ترک کرد و از آن پس تحصیل را به طور شخصی ادامه داد.
در سال 1939 با فرانک ویزدام ازدواج کرد، ولی در سال 1943 با دو فرزند از او طلاق گرفت. او سپس با فعال سیاسی آلمانی گاتفرید لسینگ ازدواج کرد، اما در سال 1949 از او هم طلاق گرفت و با پسر کوچکش و دست‌نوشته اولین رمانش «علف‌ها آواز می‌خوانند» به انگلیس رفت.
مجموعه رمان‌های ‌او به نام «کودکان خشونت» حول یک شخصیت مرکزی به نام مارتا کوئست که بین سال‌های 1952 و 1969 به‌چاپ رسید، برای اولین بار به‌عنوان یک نویسنده و فمینیست به او اعتبار بخشید.
تمایلات سیاسی رادیکال او باعث پیوستن او به حزب کمونیست انگلیس شد، اما در سال 1956 در هنگام اشغال مجارستان بوسیله شوروی از حزب استعفا داد و دیگر به آنجا بازنگشت.
لسینگ در دهه1980 که محبوبیتش در حال افول بود، تصمیم گرفت تا اهمیت نام نویسنده در انتشار کتاب به آزمون بگذارد و برای همین رمانش را با نامی مستعار برای ناشر فرستاد، تا ردشدن چاپ آن‌را ببیند. این کتاب بعدها پس از روشن‌شدن هویت واقعی نویسنده به چاپ رسید.
او در طول سال‌ها به‌طور فزاینده به انتقاد صریح از اوضاع آفریقا به‌خصوص فساد و حیف و میل دولت‌های کشورهای آفریقایی پرداخت. او که در سال 1956 از ورود به آفریقای جنوبی منع شده بود، نهایتاً در سال 1995 پس از سقوط آپارتاید توانست وارد آفریقای جنوبی شود.
رمان او در سال 1985 با نام «تروریست خوب» در مورد یک زن جوان نابالغ که به یک حلقه تروریستی می‌پیوندد، امروز بازتابی قوی یافته‌است.
داستان‌های لسینگ عموماًً در سه‌زمینه طبقه‌بندی می‌شوند: داستان‌هایی با مضامین کمونیستی (١٩۴۴-۵۶)، که مربوط است به دورانی‌که او مقاله‌های رادیکال اجتماعی می‌نوشت (او بعدها در ٨۵ با کتاب «تروریست خوب» گریزی دوباره به آن‌ها زده است)، «مضامین روانشناسانه» (١٩۵۶-۶٩)، و عاقبت مضامین صوفیانه که در داستان‌های علمی تخیلی وی در مجموعه داستان «کانوپوس» پرداخته می‌شوند.
در سال 2007 موفق به دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات شد.
لسینگ یازدهمین زن نویسنده‌ای بود که موفق به دریافت این جایزه‌ی معتبر ادبی می‌شد ‌و اکنون عنوان مسن‌ترین برنده‌ی نوبل ادبیات را در اختیار دارد.
لسینگ هم اکنون در حومه لندن در هامپستد زندگی می‌کند، در سال‌های اخیر چندین اثر علمی-تخیلی نوشته است.
 
کتاب‌های دوریس لسینگ
ـ علف‌ها آواز می‌خوانند (1949)
– مجموعه 5 رمان‌ و یک مجموعه داستان «کودکان خشونت» (1959-69‌)
– مجموعه داستان عادت عشق ورزیدن (‌1957‌)
– دفترچه طلائی (1962)
– گزارش هبوط به دوزخ (‌1971‌)
– مجموعه‌مقالات یک صدای ضعیف شخصی (‌1974‌)
– مجموعه کانوپوس در آرگوس (‌شامل 5 رمان علمی- تخیلی) (1979-83)
– یک تروریست خوب (‌1985‌)
– فرزند پنجم (‌1988‌)
– باد دنیای ما را با خود خواهد برد ( 1987)
– باز عشق ( 1996)
– بن در جهان (دنباله‌ی فرزند پنجم) (2000‌)
– شکاف (2007‌)
– آلفرد و امیلی (2008 )
 
سبک نوشتاری نویسنده
دوریس لسینگ در اکثر ژانرهای ادبی تبحر دارد و اخیراً ژانر علمی- تخیلی را تجربه می‌کند. وی تابع مد ادبی روز نیست و بیشتر بنا به ریشه‌های عمیق فکری و سیاسی-اجتماعی خود در دوره‌های مختلف زندگی‌اش دست به خلق اثر زده‌است. بنابراین نوشته‌هایش سراسر تجربه و زندگی است.
از نظر ظاهر نوشتاری، در این رمان نویسنده فصل‌های رمان را شماره‌بندی یا عنوان‌بندی نکرده است.
چنانچه مترجم نیز در مقدمه‌ی کتاب به این موضوع اشاره کرده، از نظر محتوایی و مفهومی نیز رمان پایان‌بندی مشخصی ندارد. علاوه بر این که می‌توان این‌را هم به‌حساب سبک خاص نوشتاری دوریس لسینگ گذاشت، می‌توان آن‌را به‌نوعی مشخصه‌ی مدرن بودن اثر و ویژگی بارز ایجاد مشارکت مخاطب در متن دانست.
لسینگ یازدهمین زن نویسنده‌ای بود که موفق به دریافت این جایزه‌ی معتبر ادبی می‌شد ‌و اکنون عنوان مسن‌ترین برنده‌ی نوبل ادبیات را در اختیار دارد.
 
یکی از بارزترین ویژگی‌های نوشته‌های لسینگ، توجه عمیق او به فضا است. در واقع او انتقال حواس از طریق فضاسازی در داستان را بسیار ضروری می‌داند و از طریق تحریک حواس پنجگانه توسط توصیفات قوی به آن دست می‌یابد. مثلاً:
– بوی خاک سرد باران خورده در آنجا پیچیده بود.
– بلند شدند و در تاریکی یخ زده لباس پوشیدند.
– شاخه‌های درختان هنوز سیاه بودند و از باران سرد اول بهار برق می‌زدند.
دوریس لسینگ روایتی منطقی و عاری از احساس دارد و بدون قضاوت و دخالت در روند داستان آن‌را بیان می‌کند. مخاطب قادر است با نگاه خودش داستان را دنبال کند و در طول روایت از فیلتر ذهنی نویسنده نمی‌گذرد. با اینکه تم داستان تأثربرانگیز و غمناک است در طول داستان احساسات مخاطب برانگیخته و به اصطلاح گدایی نمی‌شود. داستان فقط روایت می‌شود. می‌توان گفت نزدیک به نگاه دوربین و مخاطب بیشتر بیننده است تا خواننده.
دیالوگ‌ها تأثیرگذار و واقعی‌اند. توانایی لسینگ در عرصه‌ی نمایشنامه‌نویسی باعث شده بخش دیالوگ‌نویسی رمان‌های او به قوی‌ترین قسمت آثار او تبدیل شوند.
 
خلاصه‌ی داستان
بن فرزندی ناخوانده است که در بدو تولد از طرف خودش هم پس زده می‌شود و این پس‌زدگی در فضایی وهم آلود و سرد در ادامه‌ی زندگی خودش و خانواده‌اش پخش می‌شود. همراه او رشد می‌کند و به بلوغ می‌رسد. داستان بیشتر در فضای درگیرکننده‌ی تضاد میان عاطفه مادر و فرزندی و تلاش مادر برای پایدار ماندن خانواده با دور کردن بن از آن فضا است. تقابل و ارتباط بن با فرزندان سالم خانواده، پدر و مادر و اطرافیان باعث ایجاد تنش‌هایی در زندگی همه‌ی آنها می‌شود.
 
فیلم‌های اقتباسی در زمینه معلولیت جسمی
1) فیلم The Thin Drum (Die Blechtrommel) – کارگردان: Volker Schlöndorff، فیلمنامه از Jean-Claude Carrière با اقتباس از رمان The Thin Drum (طبل حلبی) گونتر گراس، با بازیDavid Bennent, Mario Adorf, Angela Winkler، محصول 1979 فرانسه.
2) فیلم Le scaphandre et le papillon )‌) (The Diving Bell and the Butterfly)- کارگردان: Julian Schnabelf، فیلمنامه ازRonald Harwood با اقتباس از اتوبیوگرافی از Jean-Dominique Bauby، با بازیMathieu Amalric, Emmanuelle Seigner, Marie-Josée Croze، محصول2007 فرانسه.
3) فیلمMy Left Foot: The Story of Christy Brown- کارگردان:Jim Sheridan، فیلمنامه از Shane Connaughtonو Jim Sheridan با اقتباس از اتوبیوگرافی از Christy Brown، با بازیDaniel Day-Lewis, Brenda Fricker, alison Whelan، محصول1989 امریکا.
4) فیلم The Miracle Worker – کارگردان: Arthur Penn، فیلمنامه از William Gibson با اقتباس از بیوگرافی از هلن کلر، با بازیAnne Bancroft, Patty Duke, Victor Jory، محصول 1962 امریکا.

علل اصلی انتخاب
مهم‌ترین علت انتخاب یکی از آثار دوریس لسینگ به‌عنوان اثر پیشنهادی برای اقتباس سینمایی توانائی بالای او در نمایشنامه‌نویسی است. این توانایی و استعداد لسینگ باعث می‌شود در خلق فضاها، موقعیت‌ها و به خصوص دیالوگ‌های قوی و چینش آنها در متن استادانه عمل کند. به بیان دیگر، او در هنگام نوشتن داستان را تصویری و در روی صحنه می‌بیند.
مهم‌ترین علت انتخاب یکی از آثار دوریس لسینگ به‌عنوان اثر پیشنهادی برای اقتباس سینمایی توانائی بالای او در نمایشنامه‌نویسی است.
نظرگاه دانای کل این رمان به هیچ‌وجه ذهن‌گرا و پیشگو و خودرای و دیکتاتور نیست و از این‌رو، بهترین نظرگاه برای انتخاب یک فیلمنامه اقتباسی است. این رمان با تغییرات بسیار جزئی قابلیت تبدیل شدن به یک فیلمنامه اقتباسی عالی با روایت بی‌نقص و تصویرسازی غنی و دیالوگ‌های خوب را دارد.
از نظر فضا و بستر حوادث رمان، درام اجتماعی و خانوادگی می‌تواند بستر بسیار مناسبی برای برقراری ارتباط با قشر عظیمی از مخاطبان سینما باشد. در واقع با ساختن یک اثر اقتباسی درخشان در بستری خانوادگی و تمی اجتماعی می‌توان یک اثر سهل ممتنع داشت و علاوه بر تولید فیلمی با استانداردهای کیفی بالاتر از حد متوسط، درصد مخاطبین را نیز تا حد قابل قبولی افزایش داد.
موضوع رمان موضوعی جذاب و خاص است و در سینمای ایران کمتر به آن پرداخته‌شده. ایجاد همزاد‌پنداری با کاراکتری که معلولیت جسمی دارد و به‌نوعی فرهنگ‌سازی برای این کار می‌تواند پیامدهای فرهنگی خوبی به‌دنبال داشته باشد.
نویسنده: بهاره ارشد ‌ریاحی
عنوان کتاب:
فرزند پنجم، نوشته‌ی دوریس لسینگ، ترجمه‌ی مهدی غبرائی، ‌نشر ثالث، چاپ سوم، تهران، 1388

منبع: www.chouk.ir

  • برچسب ها:
  • admin
https://www.dastankootah.com/?p=1580
لینک کوتاه مطلب:
موضوعات
درباره سایت
داستان کوتاه
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " داستان کوتاه " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.