داستان کوتاه
داستانهای کوتاه ایران و جهان

آن بیتی

در افسانه آمده است که وقتی آن بیتی اولین داستانش را در سن بیست و پنج سالگی در مجله‌ی نیویورکر منتشر کرد قراردادی هم با آن‌ها امضا کرد که برایشان مرتب داستان بنویسد و از آن پس از او سالیانه پنج تا هفت داستان درنشریه‌های معتبرمنتشرشده است. داستان‌هایی که معمولا در یک نشست در یک بعدازظهر می‌نویسد.
افسانه است این‌ها اما حقیقت دارد. در اوایل دهه‌ی هفتاد آن بیتی، دانشجوی دوره‌ی دکترای ادبیات در دانشگاه کانکتیک، استاد راهنمایی داشت به اسم جی.دی.اوهارا (جان اوهارا منتقد مشهور امروز) که پشت چند پاکت تمبر چسباند و داستان‌های دانشجویش را برایش پست کرد.
درسال ۱۹۷۶ انتشار هم زمان دو مجموعه داستان تحریف‌ها و رمان صحنه‌های سرد زمستان او را به سرعت و با قاطعیت به جایگاه ستاره‌ی ادبی ترفیع منزلت داد. کارهایش را با آثارسالینجر، چیور و آپدایک مقایسه کردند و هشت کتاب بعدی او -که همه رابه سفارش ناشرنوشت- مقامش را در کنار بهترین داستان نویسان آمریکا تثبیت کرد. این آثار به ترتیب تاریخ انتشار عبارتند از:
مجموعه داستان‌ها:
رازها و شگفتی‌ها (۱۹۷۶)
خانه‌ی مشتعل (۱۹۸۲)
جایی که می‌توانی پیدایم کنی و داستان‌های دیگر (۱۹۸۶)
آن‌چه که مال من بود (۱۹۹۱)

رمان‌ها:
خانه خرابی (۱۹۸۰)
همیشه عشق (۱۹۸۵)
تصویرنگاری آرزو (۱۹۸۹)
تویی دیگر (۱۹۹۵)
زندگی من باشرکت دارا فالکون

بیتی در حال حاضر با شوهر نقاشش، لینکلن پری، درشهر مین زندگی می‌کند. همیشه می‌گوید آدم بسیارخوش اقبالی بوده، به ویژه از این جهت که داستان‌نویسی تنها چیزی است که گرفتارش شده است.
آن بیتی در سال ۱۹۴۷در واشنگتن دی سی به دنیا آمد. تنها فرزند خانواده بود و این گرچه باعث شد درون‌گرا شود اما دوره‌ی نوجوانی شادی داشت و دخترزرنگ و باهوشی بود. 
بیتی داستان‌هایش را با طرح و نقشه‌ی قبلی آغاز نمی‌کرد -هنوزهم نمی کند- و دقیقا نمی‌داند کجا می‌خواهد برود، نه خلاصه‌ای، نه نقشه‌ای و نه هیچ چیز دیگر.
او می‌گوید:
«احساس می‌کنم از نظر جسمی چنین چیزی برایم ممکن نیست. اگر در داستان لحظه‌ی غافل‌گیری و شگفتی برایم وجود نداشته باشد، تصورنمی‌کنم ادامه‌ی کاربرایم ممکن باشد.»
او به ویژه مهارت خاصی در تصویر کردن روابط و بی‌تفاوتی داشت -وضعیت خاص انسان بکتی که نه می‌تواند وضع موجود را بپذیرد و نه رها کند- اما هرگز نخواست عذرشخصیت‌هایش را به این شکل بخواهد که به خود آیند و بگویند چگونه دراین دام گرفتارشده‌اند. در عوض ترجیح داد خونسرد و بی‌عاطفه بنویسد. سبکی که ناقدان این همه درباره‌اش هیاهو به پا کردند. بیتی می‌گوید:
«به نظرم حالت اسفنجی را داشتم که همه‌ی آن ترس‌ها و تاریکی‌های اطرافم را جذب می‌کردم و می‌خواستم  بی هیچ داوری آن‌ها را تصویر کنم. به نظرم این حال و فضا که بیشتر وهمی و به غرائب آمیخته است برای خوانندگان مانوس نبود.»
از نظر سبک و ساختار هم کارهایش تغییر کرده و پیچیده‌تر شده است. می‌گوید:
«حالا بیش‌ترعلاقه به مسائل تکنیکی دارم و برایم صناعت خیلی مهم است. این که چگونه چیزها را کنار هم می‌گذاریم و چه طور صناعت ما را در مسیری می‌اندازد که دیگر به طورمشخص خط ویژه‌ی ماست. برای نشان دادن گذر زمان ده شیوه می‌شناسم اما علاقه‌ام به پیدا کردن شیوه‌ی یازدهم است. دوست دارم کاری بکنم که قبلا نکرده‌ام. زیاد هم مایل نیستم که جمله‌ی درخشان بنویسم، زیرا به فرض که بتوانم، گیرم که جمله‌ی خیلی قشنگی هم نوشتم، دیگران هم می‌توانند این کار را بکنند.»
کسی تا به حال کلمه‌ای از نسخه‌ی دست نویسش راندیده است. نه شوهرش و نه آن معدود دوستان مورد اعتمادش که معمولا آثارش رابرای آن‌ها می‌خواند. با خود عهد کرده دیگر هرگز اثری را با قرارداد از قبل ننویسد و می‌خواهد مدتی را به کار مورد علاقه‌اش، داستان کوتاه و رمان بپردازد.
نویسنده: آزاده شمشادی
منبع: http://parnianpnur.blogfa.com

  • برچسب ها:
  • admin
https://www.dastankootah.com/?p=1633
لینک کوتاه مطلب:
موضوعات
درباره سایت
داستان کوتاه
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " داستان کوتاه " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.