داستان کوتاه
داستانهای کوتاه ایران و جهان

عملیات

یه بار دیگه نقشه رو مرور کرد.
منتظر فرصت مناسب بود.
دیگه موقع عملی کردنش بود!
حرکت کرد و آروم آروم از بین چند تا مانع رد شد.
کسی نبود ٬ بالاخره رسید.
تا دستشو دراز کرد ….
– اون سیب زمینی‌ها ماله شامه ٬ ناخنک نزن بچه.
عملیات لو رفته بود.
منبع: وبلاگ www.happali.blogsky.com

  • برچسب ها:
  • admin
https://www.dastankootah.com/?p=1887
لینک کوتاه مطلب:
موضوعات
درباره سایت
داستان کوتاه
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " داستان کوتاه " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.