داستان کوتاه
داستانهای کوتاه ایران و جهان

خاطره

دو مرد بعد از سال‌ها در اتوبوس یکدیگر را دیدند و مشغول صحبت شدند:
– یادته؟ سال آخر دبیرستان! چه کتکی از بابام خوردم؟!… چون از ریاضی تجدید آوردم، نمی‌دونم کدوم نامردی جزوه من رو کش رفت و باعث شد که ترک تحصیل کنم …
دیگری هم در حال خنده گفت: گذشته‌ها گذشته! ولی خودمونیم‌ها! عجب جزوه‌ای بود!
در ایستگاه بعدی یکی از در جلویی و دیگری از در عقب با کلی خشم پیاده شدند …
منبع: yekdastanak

  • برچسب ها:
  • admin
https://www.dastankootah.com/?p=1876
لینک کوتاه مطلب:
موضوعات
درباره سایت
داستان کوتاه
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " داستان کوتاه " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.