داستان کوتاه
داستانهای کوتاه ایران و جهان

مناظر شمال شرق، منطقه‌ای با زمستان‌های طولانی، جنگل‌های انبوه، و کوهستان‌هایی نه چندان بلند که پوشیده از درخت می‌باشند، اولین منطقه‌ی انگلیسی زبان مستعمرات بود، و احساس در انگلستان بودن را در خود حفظ کرده است. بوستون در ماساچوست، مرکز فرهنگی این منطقه است و مملو از مؤسسات تحقیقی و دانشگاه‌های مختلف می‌باشد. غالب نویسندگان اهل نیو اینگلند ، شخصیت‌هایی را توصیف می‌کنند که ویژگی‌های پوریتن‌ها را دارند، و بازگو کننده‌ی شرایط و وضعیت زندگانی پروتستان‌های طبقه‌ی متوسط، و اصلاح طلبان اجتماعی بوده‌اند. در مناطق روستایی، خانوار‌های مستقل کشاورزی به زندگی در بازار جهان مشغول هستند.
جویس کارول اوتز، فضای رمان‌های گوتیک خود را در مناطق شمالی نیویورک انتخاب می‌کند. ریچارد روسو (1949) در کتاب خود موسوم به سقوط امپراتوری (2001)، از زندگی در یک شهر صنعتی در مین می‌نویسد، ایالتی که محل وقوع داستان‌های ترسناک استفن کینگ (1947) می‌باشد.
داستان‌های تلخ و شیرین سو میلر (1943) که در ماساچوست اتفاق می‌افتند، مانند مادر خوب (1986)، بازتاب نوعی زندگی ضد فرهنگ در کیمبریج هستند، شهری که نمونه‌ی گوناگونی فرهنگ و اجتماع، سرزندگی فکری، و نوآوری‌های تکنولوژیک است. آنیتا دیامانت (1951) با کتاب خود به نام چادر قرمز (1997)، که داستانی تاریخی و فمینیستی است و بر پایه‌ی یکی از داستان‌های کتاب مقدس نگاشته شده، موفق به کسب تحسین همگانی گشت.
راسل بنکس (1940)، اهل مناطق روستایی و فقیر نشین نیوهمپشایر، از نوشته‌های تجربی، به آثار رئالیستی تر روی آورده ، مانند مصیبت (1989)، داستانی درباره‌ی شخصیت‌های متعلق به طبقه‌ی کارگر در نیوهمپشایر. برای این نویسنده، شناخت اصلیت، بخش اصلی هویت را تشکیل می‌دهد. در کتاب مصیبت، نویسنده به تمسخر کسانی می‌پردازد که به فلوریدا، آریزونا و کالیفرنیا رفته اند، در آن جا تریلر یا آپارتمانی خریده اند، و هر روز بازی پرتاب دیسک می‌کنند تا وقت مردنشان فرا برسد. از آثار اخیر بنکس، ابرشکاف (1998) می‌باشد، که داستانی تاریخی درباره‌ی جان براون، طرفدار الغای برده داری است.
انی پروکس (1935)، در رمان خود موسوم به ترانه‌های دا (1988) درباره‌ی مبارزات اهالی شمال نیواینگلند می‌نویسد. بهترین رمان او، اخبار عرضه شده (1993)، در مکانی شمالی تر ، یعنی کانادا اتفاق می‌افتد. او سال‌ها نیز در غرب زندگی کرده و یکی از داستان‌های کوتاه او مبنای فیلمی بود موسوم به «کوه کمر شکسته» که در سال 2006 ساخته شد.
رمان‌هایی که ویلیام کندی (1928)  نوشته، در آلبانی، در شمال ایالت نیویورک اتفاق می‌افتند، و معروف ترین رمان او، علف فلزی، هم در میان آن هاست. عنوان روی جلد کتاب نشانی از لحن محاوره‌ای پرشهامت او و شخصیت‌های ناخوشایند و پر تعداد کتاب است:‌ای آلبانی! شهر عجیب جادوگران سیاسی، اقوام نترس، اشراف تماشایی، هیچ کس‌های درخشان، و اشراری که ناچیز شمرده می‌شوند (1983). کندی سردمداریک جنبش ادبی ایرلندی آمریکایی بود که افرادی چون مری مک کارتی، مری گوردون، آلیس مک درموت، و فرانک مک کورت، عضو آن بودند.
سه نویسنده‌ای را که در دانشگاه براون، در رودآیلند تحصیل کردند و همزمان، کلاس‌هایی با آنجلا کارتر، نویسنده‌ی انگلیسی گرفتند، هسته‌ی اصلی «نسل بعد» می‌شناسند.  آن‌ها عبارتند از دونالد آنتریم (1959) که زندگی فرهنگستانی را در صد برادر (1997) هجو می‌کند، این داستان در کتابخانه‌ای عظیم اتفاق می‌افتد که از آن می‌توان مردم بی خانمان را نظاره کرد. ریک مودی (1961)، به خاطر کتابش موسوم به توفان یخ (1994) شناخته شده است. رمان‌های جفری یوجینایدز (1960) شامل جنسیت میانه (2002)، است که داستان زندگی و تجربیات یک هرمافرودیت را حکایت می‌کند. این سه نویسنده‌ی صاحب سبک، که بینشی نامتمرکز و متمایل به پوچی دارند، سنت ضد پینچون و آپدایک را از این هم فرا تر می‌برند. آثار دیوید فاستر والاس را نزدیک به کارهای این سه نویسنده ارزیابی می‌کنند. والاس که در ایتاکا، نیویورک متولد شده بود، برای رمان نیمه جدی و نیمه کمیک خود موسوم به جاروی سیستم (1987)، و داستان‌های کوتاه با عنوان دختری با مو‌های عجیب (1989) معروفیت زیادی کسب کرد.
منبع: http://www.america.gov/persian/publications/books.html

  • برچسب ها:
  • admin
https://www.dastankootah.com/?p=1937
لینک کوتاه مطلب:
موضوعات
درباره سایت
داستان کوتاه
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " داستان کوتاه " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.